هرودت ( مترجم : هدايتى )

110

تاريخ هرودت ( فارسى )

قصد داشته فينيقىها را به سرزمين يونى كوچ دهد و يونىها را بجاى آنها در فينيقيه مستقر كند . وى مدعى بود كه علت او امرى كه آريستاگوراس داده بود همين بوده است . اما پادشاه پارس هرگز چنين نقشه‌اى در سر نپرورانيده بود و اين افسانه را هيستيه خود براى ارعاب يونىها ساخته و پرداخته بود . 4 - آنگاه هيستيه بوسيله هرميپوس « 1 » از اهل اترنه « 2 » پيغامى براى پارس‌هاى مقيم سارد فرستاد . مضمون اين پيام چنان بود كه نشان ميداد بين او و پارس‌هاى مقيم سارد قبلا مذاكراتى براى ترتيب دادن شورش در جريان بوده است . هرميپوس بىترديد و تامل ، نامه‌هاى او را بجاى آنكه به صاحبانش رد كند به آرتافرن تسليم كرد . وقتى آرتافرن از اين توطئه مطلع شد به هرميپوس امر كرد بيدرنگ نامه‌ها را به صاحبان آنها تسليم كند و او را از پاسخى كه پارس‌ها بدعوت هيستيه خواهند داد مطلع كند . در اين ماجرا همكارى پارس‌ها با هيستيه آشكار شد و آرتافرن تعداد كثيرى از آنان را به اين بهانه بقتل رسانيد . 5 - در همان موقع كه اين اغتشاشات در سارد روى ميداد اهالى كيو هيستيه را كه از آنجانب مأيوس شده بود بتقاضاى خود او به ملط روانه كردند . اما اهالى ملط كه بتازگى خود را از استبداد آريستاگوراس خلاص كرده بودند و از اين امر رضايت كامل داشتند بهيچوجه حاضر نشدند بعد از چشيدن طعم آزادى مستبد ديگرى را بسرزمين خود راه دهند . هيستيه كوشيد تا در تاريكى شب بقهر در شهر پياده شود ، اما يكى از اهالى ملط او را از ران مجروح كرد . و وقتى از سرزمين خود نيز بدين ترتيب رانده شد ناگزير به كيو بازگشت . اما در آنجا نيز نتوانست اهالى را راضى كند كه چند كشتى در اختيار او گذارند . ناگزير از آن محل به ميتيلن نقل مكان كرد و در آنجا موفق شد اهالى لوبوس را به تحويل كشتى مصمم كند . اهالى لوبوس با تعداد هشت كشتى همراه هيستيه بسوى بيزانس حركت كردند . وقتى به آن محل

--> ( 1 ) - Hermippos ( 2 ) - Atarnee